X
تبلیغات
رایتل

تخارستان ویژهء اقتصاد، بانکداری و امور مالی TAKHARISTAN

انکشاف اقتصادی دهات در افغانستان

انسان قبل از یکجانشینی و سکونت در یک محل و پیش از آموختن و کشف فنون و ابزارهای مختلف، برای تأمین نیازهای زندگی خود به کوچ و چندجانشینی میپرداخت و اغلب مناطقی را برای سکونت موقت خود انتخاب می کرد که از نظر منابع طبیعی مانند چراگاه، آب و حیوانات غنی باشد، اما هنگامی که انسان زراعت و فنون مختلف آن را آموخت و این توانایی را کسب کرد تا ابزارهای مورد نیاز زندگی خود را بسازد، به یکجانشینی روی آورد و بدین ترتیب، روستاها یا دهات به عنوان اولین مراکز اجتماعی زندگی نوین انسان به وجود آمدند

.

پس از تشکیل دهات و قریهجات و رشد و انکشاف آنها بر اساس عواملی چون پیشرفتهای اقتصادی، موقعیتهای اجتماعی و فرهنگی و نقشهای سیاسی، این دهات گسترش یافتند و شهرها را ایجاد کردند، اما با ایجاد شهرها، روستاها از رونق اولیه باز ماندند و علی رغم این که زمینه ساز ایجاد شهرها بودند و تا حدودی می توان گفت در برخی کشورها مانند افغانستان رشد اقتصادی روستاها می تواند، رشد اقتصادی تمام مملکت را به دنبال داشته باشد، روستاها یا دهات در سحطی پایین و عقب مانده باقی ماندند.‎‎‎‎

از چند سده اخیر و با رشد پر شتاب صنعت و فنآوری در جهات مختلف، عقب ماندگی روستاها و قریه جات بیشتر عیان گردید و در اکثر روستاهای جهان مشاهده می شود که روستائیان و اهالی قریهجات نسبت به شهرنشینان دارای درآمد کمتر و از سطح سهولتهای اجتماعی پایینترین برخوردار هستند. این امر خصوصا در افغانستان بسیار به وضوح قابل مشاهده است و با این که قریب به ۷۵ درصد مردم افغانستان به کار زراعت مشغول هستند و یک بخش عمده از این زارعین در روستاها و دهات سراسر کشور زندگی می کنند، متاسفانه، سطح خدمات و درآمد و رشد اقتصادی در روستاهای کشور بسیار پایین است. این امر خود موجب آن شده تا کل کشور از سطح اقتصادی پایینی برخوردار باشد، چرا که افغانستان کشوری زراعتی است و اقتصاد، وابسته به زراعت و اقتصاد دهات و قریه جات آن است. ‎‎‎‎

طی سال های اخیر و با وجود این که بارها کارشناسان امر عنوان کرده‏اند که در قسمت عمران روستاها و انکشاف زراعت کشور به کارها و برنامه‏های مدت‏دار بسیاری نیاز است و در حقیقت رشد اقتصادی کشور، مستلزم رشد و انکشاف زراعت و روستاها است، فعالیت های دولت آن چنان که باید، مؤثر نبوده است. در این بین، نقش وزارت زراعت و مالداری و وزارت احیاء و انکشاف دهات بسیار مهم بوده و از اهمیت خاصی برخوردار است، ولی این ارگانها تا حال نتوانسته اند تغییرات مثبتی را در اقتصاد روستاها و زراعت کشور که نیازمند تحولی شگرف هستند، به وجود آورند. حال ضعف در کجاست، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

با وجود کمک های جامعه جهانی، این وزارت ها بر اثر نبود پلان ها و برنامه های دقیق و کارساز، نتوانسته اند تا توقعاتی که از آنها می رفت را برآورده سازند و تنها به چند پروژه، در چند ولایت محدود بسنده کرده اند. وزارت احیاء و انکشاف دهات فقط به پروژه های همبستگی ملی دل خوش کرده است و وزارت زراعت نیز به چند پروژه زراعتی در چند ولایت و برگزاری برخی ورکشاپ ها اکتفا نموده، در حالی که حتی برنامهای مدون و مشخص برای مقابله با آفات زراعتی وجود ندارد. طی سالهای گذشته، آفاتی چون ملخ، مگس خربوزه، قانغوزک کچالو و سایر آفات، خسارات بسیاری را به زارعین وارد کردند و در سال جاری نیز فعلا تهدیدهای زیادی در مورد هجوم ملخها به کشتزارها وجود دارد. ‎‎‎

به راستی راه توسعه روستاها و رشد زراعت کشور چیست و چگونه عملکردی باید داشت؟ چنان که گفته شد، علل اصلی عدم رشد و انکشاف روستاها، عدم مدیریت صحیح در ادارات دولتی، نبود برنامه و پالیسی مشخص اقتصادی و انکشافی، پراکندگی جغرافیایی روستاها و دهات، سنتی بودن و تخصصی نبودن زراعت و در نتیجه نبود بهره وری در روستاها، می باشند. در این میان و برای رفع این عوامل، بحث توسعه و انکشاف روستایی به میان می آید که خود جزء برنامه های توسعوی هر کشوری بوده و برای ایجاد یک دگرگونی و تحول در ساختار اجتماعی ـ اقتصادی روستاها و قریه جات، به کار می رود. اما برای موفقیت در انکشاف دهات، باید استراتژی هایی را مد نظر قرار داد که بر اساس آن سطح بهره وری اقتصادی بالا رفته، میزان اشتغالزایی رشد یابد و به دنبال آن سطح خدمات اجتماعی نیز به سطح مطلوبی برسد.

۱ ـ استراتژی بهبود و انکشاف زیرساخت ها و زیربناهای روستایی: مسئله زیر ساخت ها و زیر بناها در هر واحد و هر مملکتی از اهمیت بسیاری برخوردار است و در حقیقت، این، زیرساخت ها هستند که زمینه فعالیت در عرصه روبناها را فراهم می کنند. زیرساخت های روستایی را می توان سرمایه های عمومی روستاها و دهات دانست. زیرا توسعه زیرساخت های روستایی باعث بهبود در شرایط و کیفیت کاری و معیشتی مردم در دهات شده و خود زمینه ساز رشد منابع انسانی و سرمایه گذاری در دهات و زراعت می باشد.

۲ ـ استراتژی اصلاحات زراعتی: این استراتژی، دو کار و مفهوم را در بر می گیرد. یکی، تحول کلی در زراعت که باعث کاهش کمبود مواد غذایی در کشور و مشکلات زراعتی گردد و دیگر، به معنای بهبود در میزان کیفیت و کمیت نباتات است. مانند تولید و گسترش انواع بذرها و تخمهای اصلاح‏شده نباتات. این امر نیز خود سطح بهره وری و بازدهی را در سطح زراعت و روستاها بالا برده و باعث کارآفرینی و جلوگیری از مهاجرت روستاییان به شهرها می شود.

۳ ـ استراتژی مدرنیزه‏کردن روستاها و زراعت: همان‌طور که ملاحظه می شود، زراعت و دهات کشور با ماشین آلات مدرن و صنعتی و در کل با تکنالوژی روز دنیا فاصله بسیار دارند و همین امر باعث شده است تا میزان سوددهی و بهرهوری روستاها و زراعت کشور در حد بسیار پایینی باشد. زیرا میزان حاصلات از یک مقدار زمین زراعتی با شیوههای مدرن، بسیار بیشتر از حاصلاتی است که به طریق سنتی و عنعنوی به دست می آید. در حقیقت، مدرنیزه‏کردن روستاها و دهات کشور و استفاده از تکنالوژی روز، جدای از این که می تواند سطح بازدهی کلی را بالا ببرد، خود باعث ایجاد اشتغال ، بالا رفتن ظرفیت های کاری، صرفه جویی در وقت و استندردشدن محصولات شده و می تواند سهم مهمی در رشد اقتصادی و در نتیجه توسعه و انکشاف روستاها و قریه جات بازی نماید.‎‎

۴ ـ استراتژی مشارکت مردمی: این استراتژی یکی از مهم‏ترین مسائلی است که شرط موفقیت یک جامعه محسوب می شود. از این دیدگاه، مردم، هم وسیله توسعه هستند و هم هدف آن. طرح ها و پلان های توسعوی و اقتصادی چه از لحاظ نوعیت پلان، چه در صورتی که محدودیت امکانات و منابع دولتی وجود داشته باشد و چه وجود نداشته باشد، نیازمند مشارکت مردم در ابعاد وسیع هستند. در این استراتژی باید با در نظر داشت شرایط و سایر فاکتورهای تأثیرگذار بر انکشاف و توسعه دهات، امکان مشارکت گسترده مردم را در فرایند توسعه روستایی فراهم آورد.

معمولا در این استراتژی، اصولی چون تأکید بیشتر بر نیازهای مردم، تشویق و افزایش مشارکت مردم در هر مرحله از فرایند برنامه ریزی، بسط و ترویج سرمایه گذاری های کوچک که مردم قادر به اجرای آن باشند، کاهش هزینه های مردم و افزایش میزان درآمد آنان و تشویق مردم در جهت تداوم و نگهداری پروژه های توسعوی (افزایش آگاهی های مردم و کاهش زمان و هزینه های طرح ها و پروژه ها)، در محوریت قرار می گیرند و مشکلات به عنوان وسیله ای برای گسترش و توزیع دوباره فرصت ها با هدف اتخاذ تصمیم های جمعی، همیاری در توسعه و بهره وری همگانی، محسوب می شود.

به هر حال، ارگان های دولتی مسئول، تا حال نتوانسته اند تا به اهدافی که در فوق ذکر شد و از لازمه های انکشاف و رشد دهات و اقتصاد آن ها است، دست یابند. همچنان روستاها و قریه جات کشور در وضعیتی بس ناگوار و بد، چه از لحاظ توسعوی و خدمات و چه از لحاظ اقتصادی به سر می برند. افغانستان کشوری زراعتی است و تا زراعت و دهات کشور رشد نکنند، شاهد رشد اقتصادی نخواهیم بودم. دولت و ارگان های مربوطه باید پلان‏شده تر و پرتلاش تر ظاهر شوند و به انجام اموری سطحی و یا پروژه هایی در چند ولایت محدود اکتفا نکنند و نه به صورت یک‏جانبه، بلکه به صورت همه‏جانبه و در تمام جهات، حرکت و فعالیت نمایند.