X
تبلیغات
زولا

تخارستان ویژهء اقتصاد، بانکداری و امور مالی TAKHARISTAN

نظام اقتصاد سرمایه داری لیبرال(برای امتحان نظام ها)

1.     مشخصه فنی :

شامل ماشین گرائی تکامل یافته و تقسیم کار پیشرفته است.

ماشین جایگزین نیروی انسانی می شود.

نقش سرمایه در مقایسه با سایر عوامل تولید افزایش می یابد و تولید ماشینی موجب افزایش سریع حجم کالا می شود.

2.     مشخصه روانی :

حداکثر کردن سود هدف فعالیتهای اقتصادی است.

مشکلات تحرک عوامل تولید نشان داد که مکانیسم بازار برای انطباق دادن حجم تولید با قیمت مستلزم زمان است.


مدل انسان اقتصادی که با انگیزه خود خواهی و بر اساس اصل عقلانی عمل می کند از دیگر ویژگیهای روانی نظام سرمایه داری لیبرال است که به نوبه خود در جایگزین شدن روابط مادی انسانها به جای عواطف انسانی نقش عمده ای دارد.

 

نتایج عملی نظام اقتصاد سرمایه داری لیبرال

1.     نتایج اقتصادی :

تولید ماشینی موجب افزایش بازدهی فردی و تولید کل می شود که نتیجه آن افزایش درآمد و ثروت ، یعنی شرط لازم برای بهبود شرایط زندگی است.

تولید انبوه به مازاد تولید و رشد اقتصادی می انجامد.سیکلهای اقتصادی که مدت آن هفت تا ده سال است مرتب تکرار می شود.این سیکلها که به ادوار تجاری معروفند شامل چهار مرحله بهبود، رونق، بحران و رکود می باشند.

·        مرحله بهبود :

به دنبال ورشکستگیها و بیکاری عوامل تولید و پایین آمدن قیمت آنها در مرحله قبلی (مرحله رکود) و در نتیجه کاهش هزینه تولید از یکطرف و کاهش حجم تولید و در پی آن افزایش قیمتها ، انگیزه برای شروع مجدد فعالیتهای اقتصادی به وجود می آید و مرحله بهبود آغاز می شود.

·        مرحله رونق :

علامت مرحله رونق ، افزایش قیمتها ، نرخ بهره و دستمزد است.کمیابی سرمایه و نیروی کار انسانی کارفرما را مجبور به محدود کردن تولید و فروش محصولات با قیمتهای پایین می کند.

·        مرحله بحران :

این مرحله با سقوط قیمتها و فروپاشی بازار اعتبارات شناخته می شود که تبعات آن در بازار از طریق کاهش تولید و درآمد آشکار می شود و اعلام ورشکستگیها زیاد است.

·        مرحله رکود :

مرحله توقف و در جا زدن اقتصاد است . مشخصه این مرحله انتظارات بد بینانه کارفرما ، نبودن میل خرید و کاهش مبادلات است که به محدودتر شدن حجم تولیدات ، کاهش نرخ بهره برای سرمایه گذاری دراز مدت ، پایین بودن سطح قیمتها و بیکاری عمومی می انجامد.

2.     نتایج اجتماعی :

شرایط اقتصادی هرروز به ایجاد شکاف بیشتر میان طبقه کارگر و کارفرما می افزاید و دشمنی طبقات را شدت می بخشد.مشخصات طبقاتی در این جامعه عبارت است از :

·        یاس و بدبینی کارگر نسبت به آینده :

در هر دو مرحله رونق و رکود شرایط به ضر کارگر تغییر می کند.در مرحله رونق سبب سرعت بیشتر افزایش قیمتها نسبت به افزایش دستمزد اسمی ، دستمزد واقعی کارگر کاهش پیدا کرده و در مرحله رکود بیکاری و از دست دادن درآمد که به دنبال ورشکستگی واحدهای تولیدی به وجود می آید ، شرایط کار را برای کارگران شاغل نیز وخیمتر می کند.

·        تفکیک وظیفه و حقوق طبقاتی :

کارگر منحصرا وظایف اجرائی پایین را به عهده دارد ، در صورتی که مالکیت ، سرپرستی و حق تعیین مدیر متعلق به کارفرماست.

·        نقش اجتماعی طبقاتی

·        دشمنی طبقاتی

·        تشکلهای طبقاتی

نیمه قرن نوزدهم وخامت شرایط اجتماعی کارگران به اوج رسید.دو گزارش رسمی در مورد شرایط کار در انگلستان و فرانسه در دست است که با صراحت وضعیت اجتماعی این مرحله را روشن می سازد.

در انگلستان اشلی تحقیقاتی در زمینه شرایط کار زنان و کودکان در معادن زغال سنگ انجام داد .بر اساس این گزارش ساعات کار روزانه زنان و کودکان به دوازده تا شانزده ساعت می رسید.کودکان از شش سالگی کار را در معادن و چاهها آغاز می کنند.

در فرانسه نیز دکتر ویلرمه به سال 1840 از طرف فرهنگستان علوم اخلاقی و سیاسی مامور بررسی شرایط کار در صنعت نساجی می شود. بر اساس گزارش ویلرمه شرایط کار در فرانسه به هیچ وجه از انگلستان بهتر نیست :

مدت کار روزانه به شانزده تا هفده ساعت می رسید به علاوه زمان لازم برای آمد و شد از خانه به کارخانه که حدود یکی دو ساعت میشد.وضع مسکن اسف انگیز بود.