X
تبلیغات
رایتل

تخارستان ویژهء اقتصاد، بانکداری و امور مالی TAKHARISTAN

پیدایش سرمایه داری:

صورت بندی اجتماعی- اقتصادی سرمایه داری یک مرحله ازتکامل تاریخ بشراست که جانشین فئودالیسم می شود. پیدایش سرمایه داری ازنظرتکامل جامعۀ بشری گامیست به جلو، و مرحله ای مترقی ترنسبت به فئودالیسم است. سرمایه داری آخرین نظام مبتنی براستثماراست وبراساس مالکیت خصوصی سرمایه داری بروسایل تولید وبراستثماروستم استواراست. تولید کالا بسیارقدیم ترازنظام سرمایه داری است ودرجوامع پیش ازسرمایه داری نیزوجودداشته است.اما درسرمایه داری تقریباً همه چیزشکل کالا بخودمی گیرد واصل خرید وفروش برکلیۀ شئون اقتصادی حکومت می کند. اگراقتصاد طبیعی بسته، وجه مشخصۀ فئودالیسم است، تولیدکالائی گسترده ودراوج تکامل، وجه مشخصۀ سرمایه داری است.تولید کالائی ساده  که درفرماسیون

فئودالیسم نیزهست درمراحل آخراین دوران، یعنی به هنگام انحطاط وآغازتلاشی فئودالیسم،بتدریج برپایۀ تولید سرمایه داری قرارمی گیرد ودرفرماسیون سرمایه داری تفوق پیدامی کند وهمه گیرمی شودوتمام رشته های تولید رادربرمی گیرد. درجامعۀ سرمایه داری خود نیروی کارانسان به یک کالا بدل میگردد واین نکتۀ مهمی است که دردرک ماهیت سرمایه داری بایدبدان توجه داشت.نه فقط اجناس ساخته شده به صورت کالاموردمبادله وخرید وفروش قرارمیگیرد، بلکه نیروی کارانسانی، خود بیک کالابدل می شود ومی تواند به بازارآید. درنظام سرمایه داری کارگرکه صاحب نیروی کاراست می تواندآنرابفروشد. وسرمایه دارکه بدان احتیاج دارد ومیتواند ازآن بهره برداری کند، آنرامی خرد. تولید کالائی ساده پیشه وران ودهقانان برپایۀ کارانفرادی تولیدکننده قراردارد، درحالیکه تولید کالایی سرمایه داری برمبنای استفاده ازافراددیگراستواراست.

گردش کالا نقطه آغازسرمایه است. ازاین روتولید کالائی، گردش کالا، وصورت تکامل یافته این یک، یعنی بازرگانی، همیشه زمینه های تاریخی هستند که سرمایه ازآنها ظهورمی کند. تاریخ جدید سرمایه به پیدایش تجارت مدرن جهان وبازارجهانی درقرن شانزدهم میلادی بازمی گردد. اگرتنها به اشکال اقتصادی که بوسیله گردش کالا ایجادمی گردد توجه کنیم، درمی یابیم که محصول نهائی آن پول است وپول نخستین شکلی است که سرمایه ازآن ظاهرمی گردد. ازلحاظ تاریخی، بدون استثناء سرمایه برای اولین بارباملک زمینداربه عنوان ثروت پولی مواجه میگردد، وهمین طورباسرمایه تاجرورباخوار، وحتی امروزهم تمام سرمایه های جدید، اولین باربه صورت پول به صحنه می آید، که این پول بایستی به وسیله پروسه های مشخص به سرمایه تبدیل گردد.

تکامل نیروهای مولده علت اصلی ظهوراقتصاد سرمایه داری دربطن نظام فئودالی بود. وسطح نسبتاً عالی تولیدکالائی، تراکم مبالغ عظیمی پول رادردست تجار، رباخواران وجزآن امکان پذیرساخت. این یکی ازشرایط تاریخی ظهورسرمایه بود. شرط دوم  وجودانبوهی ازافرادآزاد بود که براثراجباروسلب مالکیت به دست طبقۀ فئودال وبورژوازی نوخاسته ازوسایل تولید وبنابراین ازوسایل معاش محروم مانده بودند. این شرط مقدماتی جوهرتراکم ابتدائی سرمایه راتشکیل میدهند. این فراگردرامیتوان بطورمشخص درنمونه انگلستان درقرن شانزدهم وهفدهم جستجونمود. نخستین مرحله تولید سرمایه داری درصنعت عبارت بودازکئوپراسیون سادۀ سرمایه داری. ظاهراً این همان دکان پیشه وربود البته بامقیاسی بزرگتر. ولی عدۀ زیادی ازتولید کنندگان سابق اینک بصورت کارگران مزدوردرآمده بودند. آنهادیگرنه برای خود بلکه برای سرمایه دار- که معمولاً یک تاجر،خریدار، رباخوار، یااستاد کارثروتمند بود- کارمیکردند. مانوفکتورگام بعدی درتکامل تولید سرمایه داری بود. این همان کئوپراسیون سرمایه داری لیکن مبتنی برتقسیم کاربود ولی هنوزبرتکنیک دستی اتکاداشت.مانوفاکتور بعدهادرجهت دیگری نیزگسترش یافت. کارفرماوسایل ومواد اولیه ضروری را تهیه میکرد وکارگاه بزرگی بوجود می آورد که درآن کارگران مزدوردرزیرسقف باهم کارمی کردند. این شکل متمرکززمینۀ مساعدی برای ظهور سرمایه داری فراهم کرد.

عوامل تراکم اولیه:

1- سلب مالکیت اجباری ازدهقانان بمنزلۀ یکی ازعوامل تراکم اولیه سرمایه : این تغییرات درصنعت  برای جامعۀ انگلستان بطورکلی واجد عواقب عظیمی نیزبود. صنعت بافندگی این کشورکه باشتاب روبه توسعه بود به پشم ونیزبه کارگران بیشترنیازداشت تاپیشه وران مستقل. پرورش گوسفند بسیارسودمندافتاد. گله های بزرگ به چراگاه های پهناورنیازداشتند ولی اکثریت مراتع تحت اشغال املاک دهقانی کوچک بود. درقرن شانزدهم زمین داران فئودال که رشتۀ فعالیت آنها همواره پرورش گوسفند بود به اخراج دهقانان وتصاحب اراضی آنان آغازکردند. این سلب مالکیت ازدهقانان به مقیاسی وسیع صورت گرفت. نواحی عظیم به صورت صحرادرآمد، به قول سرتوماس موردانشمند مشهورانگلیسی"گوسفندان انسان هاراخوردند." دهقانان خانه خراب که مایملک کوچک  وبعبارت بهتروسایل معیشت خودراازدست داده بودند مجبوربودند به کارخانه های سرمایه داران به کارمزدوری اجیرشوند. حکومت فئودالی باتعقیب وآزار"آوارگان"، خانه خرابی دهقانان را پیش انداخت. سلب مالکیت اجباری دهقانان بمنزلۀ یکی ازعوامل تراکم ابتدائی سرمایه درهالند وفرانسه نیزصورت گرفت.

2- وام های دولتی: وام های دولتی یکی دیگرازعوامل مهم تراکم ابتدائی سرمایه بود. دولت فئودالی غالباً ازرباخواران وتجاروام می گرفت ودربرابرآن بهرۀ هنگفتی می پرداخت. واین بویژه درفرانسه معمول بود. حمایت عامل دیگرتراکم ابتدائی سرمایه- ازمشخصات ویژۀ دولت فئودالی بود. درفرانسه وسپس درانگلیس وهالند، حکومت ها به کالاهای وارده عوارض معتنابهی می بستند وصدورمواد خام وخواروباررا ممنوع ساخته ونیزبه تجاروکارخانه داران کشورهای خود شان کمک ها، پاداش وامتیازات دیگراعطا می نمودند.

3- کشفیات جغرافیائی بزرگ ونخستین فتوحات استعماری: سلب مالکیت اجباری دهقانان همچون یکی ازعوامل تراکم سرمایه بانیروهای حاضروآماده ناشی ازغارت اراضی تازه کشف شده ومستعمره توأم گشت. گسترش روابط پول- کالا اشتهای زمین داران اروپائی را به اندوختن ثروت های بزرگ تحریک می کرد. فئودال ها وتجاراسپانیائی وپرتگالی ، نخستین استعمارگران بودند. جستجوبرای تحصیل طلا ماجراجویان پرتگالی را به ماورای دریامی کشاند. درسال  1492" کریستف کلمب" که اصلاً اهل جنوا(ایتالیا) بود وسپس به خدمت پادشاه اسپانیا درآمد بود به کشف امریکا نایل آمد. همۀ اراضی مکشوف بدست کلمب، مایملک امپراتوراسپانیا اعلام شد ولی کلمب نمی دانست که  اوقارۀ جدیدی را کشف کرده است. درآغازقرن شانزدهم فردیناند ماژلان یکی ازاشراف پرتگال نیزکه درخدمت پادشاه اسپانیا بود مسیرجنوب غربی راازاروپا به خاوردورکشف کرد وبدین گونه ثابت کردکه اوقیانوس اطلس به اوقیانوس کبیرراه دارد. فاتحان اسپانیائی خزاین اقوام مغلوب امریکاراغارت کرده وفرهنگ بسیارتکامل یافتۀ "آزتک"ها را درمکزیکو و"اینکا"هارا درپرونابود ساختند وسپس به یاری سلاح برترومیسیون های کاتولیک بیشترین بخش امریکای مرکزی  وجنوبی را به تصرف خویش درآوردند.

غارت بیرحمانۀ  مستعمرات نامنتظره ترین اثرات را براقتصاد اروپای غربی وبویژه- اسپانیا وپرتگال داشت طلا ونقره ای که ازمعادن امریکا به دست بردگان استخراج می شد بسیارارزان ترازفلزی بود که بعنوان پول رایج دراروپا ازآن استفاده می شد. نتیجۀ این پدیده افزایش فوق العادۀ قیمت لوازم حیاتی زندگی بود.گروه جدیدی ازتجارهالندی وانگلیسی به دنبال اسپانیائیها وپرتقالی ها درجستجوی سرزمین های تازه روان شدند. بدین گونه هالندی ها نخستین کسانی بودند که درسال 1505 میلادی به ساحل قاره جدیدی ( آسترالیا) گام نهادند( آسترالیا یعنی "سرزمین جنوبی"). فرانسه نیزبه راه توسعه طلبی استعماری افتاده ونواحی وسیعی رادرشمال وجنوب امریکا تسخیرکرد.

4- نقش استعماردرتراکم اولیه سرمایه: استعمارگرچه درعهدباستان نیزوجوداشته است، لیکن دردوران سرمایه داری، بویژه دردوره ای که نظام اجتماعی- اقتصادی سرمایه داری به آخرین مرحله تکاملی خود- امپریالیزم- واردشد نشوونمایافت. استعمارمحدود به دورانی تاریخی است وهمراه با جهان سرمایه داری زوال می یابد. تاریخ استعماربه سه دوره تقسیم می شود: مرحله نخست مربوط به  دوران تراکم سرمایه است. مرحله دوم بادوران سرمایه داری غیرانحصاری ومرحله سوم بادوران سرمایه داری انحصاری، امپریالیزم مطابقت دارد. درطی تراکم اولیه سرمایه، سرمایه استعماری قدرت های اروپائی به صورت تسخیروغارت بسیاری ازکشورها، بهره کشی غیرانسانی ازاهالی بومی وبرقراری تجارت انحصاری تجاراروپائی باممالک آسیائی، افریقائی وامریکائی بروزنمود. نتیجه این سیاست جاری شدن سیلی ازخزاین شگرف- طلا، نقره وسنگ های گرانبها به اروپابود واین خود محرکی بود برای تکامل روابط پول- کالائی وتراکم مبالغ عظیمی پول دردست افراد گوناگون که زمینۀ اصلی تولید سرمایه داری راتشکیل می دهد.

 دردوران ظهورسرمایه داری اسپانیا وپرتگال امپراتوری های استعماری بزرگی راتشکیل دادند. فتوحات استعماری اسپانوی ها باغارت آشکاربومیان توأم بود. خزاین ونفایس شگرف ازفرمانروای "اینکا" وفرمانروای "آزتک" ربوده شد. اسپانوی ها مقابرومعابد باستانی ویران شده این اقوام را حفاری نموده وآثارنفیس هنری را نابودساخته وازآنجاطلا، نقره وسنگ های قیمتی به چنگ آوردند. مهاجمان بومیان را یانابودساخته ویا به بردگی گرفتند. ودراملاک ومزارع بزرگ ومعادن باجبربه شیوۀ برده وارازآنها کارمیگرفتند. نتیجۀ این اشکال بهره کشی جان فرسا تقلیل شدید جمعیت بود. درطی حکومت اسپانوی ها نزدیک به 8 ملیون بومی جان خودرا ازدست دادند. ازاین رو استعمارگران مجبورشدند به شکارسیاهان افریقائی برای کاردرامریکا بپردازند.

پرتگالی ها نیزازتوسل به هرشیوۀ بی رحمانه وغیرانسانی دست کمی ازاسپانوی ها نداشتند. آنها کشتی های عرب، هندی وچینی راغارت وغرق می کردند. آنان ازایستگاه های تجارتی درهند ومستملکات جزیره ای خودبه قبایل بومی هجوم برده وازطریق غارت ادویه جات ومحصولات گرمسیری باارزش آنها به ایشان خراج می بستند. تجار پرتگالی این اجناس را به قیمت بسیارگزاف دربازارهای اروپا می فروختند. ودرازای آن اشیای کم ازرزش وناچیزاستعمارگران بهای بسیارهنگتی راازبومیان مطالبه کرده وسودهای درحدود چند صد وحتی چندهزاردرصد دریافت میکردند. این یک کلاه برداری رسوابیش نبود. همۀ این عوامل استعماراسپانیاوپرتگال(گشودن معادن طلا ونقره وغارت منابع مادی خلق های افریقا وآسیا وامریکا، نابودی وبرده سازی جمعیت بومی، برده ساختن سیاهان ودادوستد نابرابر) گوهرتراکم اولیه سرمایه را تشکیل میدهد. چنین بود طلوع عصرتولید سرمایه.

 درقرن هفدهم هالند باتفوق براسپانیا وپرتگال به صورت یکی ازبزرگترین امپراتوری های استعماری درآمد. فاتحان- تجارهالندی دراواخرقرن شانزدهم به آنجا رخنه کرده بودند. یک کمپنی هند شرقی درسال 1602 تشکیل شد( این کمپنی تا سال 1793 وجودداشت). کمپنی حق انحصاری تجارت اوقیانوس هند واوقیانوس آرام را برای خود قایل شده بود. تجارهالندی ومزدوران آنها خلق اندونیزی را به اسارت خویش درآورده وثروت این کشوراستوائی را یغماگرانه می ربودند. آنها جمعیت« زاید»( ازنقطه نظرهالند) جزایررا نابودکرده وبرای اینکه قیمت هارابالا نگهدارند انبوهی ازمحصولات ارزشمندرا می سوزاندند. درسال 1621 هالند برای ادارۀ عملیات خود درقاره امریکا کمپنی هندغربی را بوجودآورد.  درنیمۀ قرن هفدهم هالند پرتگالی هارامجبوربه خروج ازبخش جنوبی افریقا کرده ومستعمرۀ خود" کیپ کلنی" را دراین منطقه بوجودآورد. درسال 1656 هالند پرتگالی هارا ازسیلان(سریلانکا) اخراج نمود. ولی ازآنجای که هالند بیشترکشوری تجارتی بود تاصنعتی ودررقابت شدیدبا انگلیس که کشوری صنعتی وپیشرفتۀ بود درمی ماند. بویژه درجنگهای انگلو- هالند، انگلیس جای هالندرا درامریکای شمالی گرفت. رقابت استعماری بین قدرت های اروپائی موجب گردید که انگلیس قدرت های استعماری حریفان، اسپانیائی وپرتگالی راشکست داده وبدین گونه انگلیس به سرعت« فرمان روای امواج» گشت. انگلیس دردهۀ 1830  به تعقیب یک سیاست استعماری تجاوزکارانۀ مخصوص آغازنمود. جنگ های استعماری انگلیس آشکارایغماگرانه بود. هدف این جنگها خلع ید ازرقبای وچانشین کردن خود درستم به خلق های دیگربود.

فرانسه که روابط سرمایه داری درآن به سرعت درحال رشد بود رقیب اصلی انگلیس بشمارمی رفت. درقرن هفدهم وهژدهم فرانسه امپراتوری استعماری خویش را باتصرف کانادا، هندوچین وبخشی ازمنطقه هند تشکیل داد. فرانسه نیزیک کمپنی هند شرقی،سنگال وکمپنی های دیگری بودجودآورده بود وباکمک آن به تسخیرمستعمرات می پرداخت.

کشف امریکا؛ دورزدن دماغه امیدنیک؛ دستیابی به بازارهای هند وچین؛ استعمارامریکا؛ وبالآخره تجارت با مستعمرات وافزایش وسایل تبادله ای کالاها که به تجارت وکشتی رانی وصنعت ودرنتیجه به عناصرمترقی درجامعه ای پوسیده فئودالی چنان تحرکی بخشید که درتاریخ نظیرنداشت. تولید صنعتی تحت نظام اصناف دوران فئودالی، دیگرپاسخگوی تقاضای بازارهای جدید نبود. مارکس پیش ازاین درفقرفلسفه اشاره کرده بود که دراین دوران( دوران مرکانتیلیزم) تقاضا دربازارهای مستعمرات به شدت افزایش یافت. تسلط بربازارهای مستعمره و نیمه مستعمره، غارت منابع این کشورها وانتقال این ثروت ها به کشور«مادر» به علاوۀ افزایش عظیم تقاضا دراثرتسلط کشورهای استعمارگربربازارهای مستعمرات ونیمه مستعمرات، ازمنابع اصلی انباشت اولیه سرمایه وایجاد تحرکی کم نظیردرصنایع کشورهای اروپائی (دردرجه اول انگلستان) بود.                                                      

اگرکشف امریکا وسرازیرشدن طلا ونقره ای آن به اروپا که موجب کاهش مزدکارگران وتقلیل اجاره زمین  شد ودرنتیجه نرخ سودسرمایه های صنعتی راشدیداً افزایش داد به عوامل بالا اضافه کنیم، آنگاه میتوان دلایل وقوع انقلاب صنعتی رادرانگلستان دریابیم. تحولات جدید به ناچاراستادکاران کارگاه های صنعتی راکنارزد وطبقه ای متوسط صنعتی جای آنهاراگرفت. تقسیم کارمیان اصناف مختلف کم کم  ازمیان رفت ودرعوض تقسیم کاردرسطح هرکارگاه بوجود آمد. باافزایش تصاعدی تقاضا کارگاه های صنعتی دیگرپاسخگونبودند. صنایع جدید جای کارگاه های  صنعتی راگرفت وملیونرهای صنعتی جای تولید کنندگان کوچک ومتوسط را، وبه این سان بورژوازی مدرن پابه عرصه وجودگذاشت.

سرمایه داران انگلستان که ازیکسودروازه های دیگرکشورهارا بازورناوگان جنگی کشورخود می گشودند، ازسوی دیگرسخت ترین قوانین را درجهت حمایت ازصنایع داخلی این کشوربه تصویب مجلس عوام می رساندند. زمین داری نوع انگلستان( وجودزمین داری بزرگ واجارۀ آن به زارعین کوچکترودرنتیجه انگیزه برای میکانیزه کردن ومدرنیزه کردن کشاورزی ازسوی این زارعین) ونیزوجود رقابت درمیان تولیدکنندگان کوچک ومتوسط، همه وهمه، به پیشرفت صنایع واختراعات وابداعات جدید کمک کرد. پیشرفت علوم بویژه علم فزیک، گرچه عاملی کمک کننده برای پیشرفت صنعتی درانگلستان بود اما درصورت فقدان شرایط اجتماعی لازم نمی توانست کارسازباشد. فراموش نبایدکرد که پیش ازآن علوم فزیک ومکانیک وریاضی درچند نقطۀ جهان پیشرفتهای عظیمی داشتند بی آنکه موجب یک انقلاب ازنوع انگلستان شده باشد.

 استعمارگران انگلیس برای تبدیل کشورهای متصرفی به ضمایم کشاورزی خود، خلقهای ممالک مستعمره رابه خاک سیاه نشاندند. درنتیجه جنگ بااسپانیائی ها، انگلیس ها مستملکات خودرا درهندغربی (امریکا)  گسترش داده وبه فلوریدارخنه نمودند. درجنگ های بعدی درنیمۀ قرن هژدهم( جنگ برسروراثت تاج وتخت اطریش) برای انگلستان مستملکات تازۀ ببارآورد. انگلیس مستعمره فرانسه درکاناد ا ومناطق جدیدی رامتصرف شد. تصرف هند واخراج فرانسه ورقبای دیگرازاین کشورها بیشتربه توسط کمپنی هند شرقی انگلیس انجام گرفت که درسال 1600 تاسیس شده بود. فتح بنگال باغارت خزاین، اخذغرامات ومالیات سنگین ازکلیه اهالی کشورهمراه بود. کمپنی انگلیسی بامجبورساختن نساجان هندی به کاربدون مزد برای انگلیس ها ازکاربرده وارآنها سودسرشاربردند. درمزارع کشت تریاک کمپنی ازکاراجباری دهقانان هندی بهرۀ فراوان گرفت. درنتیجۀ سلطه انگلیس بربنگال این کشوردرسال(1770) گرفتار قحطی وحشتناکی شد که( 7 ) ملیون نفررابه خاک هلاکت افکند. نمایندگان  سرمایه  داری جوان انگلیس درنواحی مختلف بابیرحمی همانندی اقدام نمودند. نیروی دریائی وارتش انگلیس فعالیت های کمپنی مزبوررا به زوراسلحه تضمین می نمود. یکی از«اشتغالات» عمدۀ وحشیانه وغیرانسانی استعمارگران اروپائی تجارت برده بود. هالند دراندونیزی ، زندان های مخفی ویژۀ دراختیارداشت که درآنها ازکودکان ربوده شده نگهداری می شد تابه وقت بلوغ به بردگی فروخته شوند. افریقا به صورت انبارذخیرۀ شکاربرده درآمد. بردگان افریقا بیشتردرامریکا فروخته می شدند.

تصرفات استعماری دورۀ تحت مطالعه درجریان تراکم اولیه سرمایه درمستعمرات اساساً ازجریان تراکم اولیه دراروپا متمایزبود. اولاً: اینکه ارزش های به غارت برده شده بدست استعمارگران به مراکزکشورهای استعماری صادرشده ودرآنجا به صورت سرمایه درمی آمد. بدین گونه تشکیل امپراتوری های استعماری سیل سرمایۀ بزرگ را به اروپا جاری می ساختند. ودرآنجا سرمایه دردست کمپنی های تجارتی متمرکزمیشد که آنرادرتولید صنعتی بکارمی انداختند. ثانیاً: تصرف اراضی دهقانان هندی بدست انگلیس، دهقانان اندونیزی بوسیله هالند وبومیان امریکائی وخلق های دیگربه دست اسپانوی ها تاحدی به پیدایش ورشد روابط سرمایه داری درکشورهای زیرسلطه استعمارمنجرشد. استعمارگران شیوه های قبیله ای ، برده داری  وفئودالی بهره کشی را حفظ کرده ویک جنبۀ غارتگرانه نیزبه آنها افزودند. بهره کشی یغماگرانه نه فقط غارت مستعمرات بلکه نابودی ملیون ها نفررا نیزدربرداشت. قحطی سال 1770 دربنگال که نتیجۀ سوء اداره انگلیس ها بود یک سوم جمعیت آن کشوررا تلف کرد. به موجب مدارک لاس کازاس- چهره سیاسی وفرستادۀ مذهبی اسپانیائی- پورتوریکووجامنیکا درزمان هجوم اسپانوی ها شش صد هزارجمعیت بومی داشت؛ 22 سال بعد این رقم به چهارصدهزارنفرتقلیل یافت. بومیان نواحی دیگرامریکای متصرفی بطورفاجعه آمیزی کاهش یافت. ثالثاً: دراکثرمستعمرات درطی دوران تراکم اولیه سرمایه کارمزدوری جانشین کاراعضای جماعت های آزادروستائی، بردگان، سرفها نشد ونیزدوران مزبوردراین کشورها باسیرقهقرائی اقتصادی قابل توجهی همراه بود. بارزترین نتیجۀ سیاست استعماری دردورۀ تراکم اولیه سرمایه عبارت ازاین بود که تجارت برده ، نابودی کامل ملیت ها وقبایل، جنگ ها وکاراجباری سرف ها وبردگان بومی سبب تراکم شدید سرمایه دردست استعمارگران اروپائی گشت. نظام استعماری به رشد تجارت منجرشد وتضمینی برای ایجادبازاربرای کارخانه های جدید گردید. یکی دیگرازمهمترین نتایج دورۀ تراکم اولیه سرمایه کشفیات جغرافیائی بزرگ بود که نتیجۀ آن تشکیل یک بازارجهانی بود. درقرن هژدهم این بازارهنوزتشکیل نشده بود ولی وجود امپراتوری های استعماری به تشکیل آن کمک کرد. بهره کشی ازمستعمرات محرکی بود برای رشد قدرت صنعتی دول سرمایه داری درحالیکه درخود مستعمرات مانع این رشدبود ودرپاره ای موارد سطح تکامل نیروهای مولد وروابط اجتماعی رابه قهقرا برد. درطی دورۀ تراکم اولیه سرمایه برخی ازبزرگترین دولت های آسیائی نظیرچین، ایران وامپراتوری ترکیه عثمانی نیزگرچه رسماً استقلال آنها محفوظ ماند لیکن آماج غارت وبهره کشی استعماری واقع شدند.

گرچه درزمان انقلاب کبیربورژوائی فرانسه اشکال کهنۀ بهره کشی استعماری منسوخ گشت؛ لاکن کلاه برداری محض، تجاوزعلنی، تسلط انحصاری کمپنی های تجاری ودادوستد نابرابر- همۀ اشکال بهره کشی خاص سرمایه داری کم رشد دیگرنتایج مطلوب بدست نمی داد. با پایان دورۀ تراکم اولیه سرمایه کمپنی های تجارتی انحصاری متعدد گرفتاررکود مالی وکسربودجۀ مزمن گشته وورشکست شدند، ازآن جمله بود کمپنی های فرانسوی واین پدیده درکمپنی های هالندی وانگلیسی نیزدیده شد. قیام های مداوم خلق ها وبردگان زیرسلطه قدرت های استعماری نیز ضرورت انتقال به شیوه  های جدید بهره کشی ازمستعمرات رابراستعمارگران تحمیل نمود.